سلام و سلام و سلام وووو
هزارو سیصد تا سلام
خوبید دوستای گلممممم
چطور مطولید
منن ک عالییییییم
وایییییییییییی ک نمیدونین چقدر دلم براتونتنگ شده بود
دیگه راحت شدم ازمون تیز هوشانو دادم البته زیاد رضایت بخش نبودااااااا
هر چیزیرو ک بلد بودمو زدم حالا ببینم چی میشه انشاالله ک قبول بشم
ببخشید دوستانی ک دیر ب کامنتاتون جواب دادم هنوز بازم یه عالمش مونده دیگه مدزسه ها داره
تموم میشه وایییییی ک چقدر خوشحالم ولی از یه طرفم ناراحتم چون از اومن مدرسه میرم دیگه معلمام اون معلمای همیشگی نیستن ما بهشون عادت کرده بودیم
اخخخخخخخخخ تابستون کجایییییییییی
دقیقا کجایییییی چرا نمیایییییییییییی
راستی یه چیزیم
برچسب: نویسنده: سجاد کاشانی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 9:52
سلام دوستای گلم
خوبید خوشید سلامتید؟
یه خبر دارم امروز اقای روحانی اومده بود اردبیل اولش نمیخواستیم بریم
چون دور بود بعدش بابام گفت میخاین بریم رفتیم هیچ موقع کیف برنمیداشتم نمیدونم چرا کیف برداشتم
گفتن ک کیفارو تو نمیزارن رفتیم بزور دادیم تو امانات اماناتم فکر نکنینا یه ساختمون بود نه
دو تا اتوبوس از اون خطیا بود گذاشته بودن شماره میدادن
بعدش بزور رفتیم روبان اینا رو گرفتیم و با پرچم اولش اهنگ گذاشته بودن پریدیم و پرچماروو تکون دادیم بادکنکارو بعد اقای روحانی اومدی حرف زد بازم کلی جیغ و داد .....
دستم و با کلی روبان بسته بودم
اینم چند تا عکس ک خودم گرفتم:
اینم منو الهه خواهرم، سم
برچسب: روحانی, نویسنده: سجاد کاشانی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 9:52
برچسب: کارنامم, نویسنده: سجاد کاشانی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 9:52
سلام
خوبید
اغا ما اگه ویزا میگرفتیم
یا اعزام ب خارج و بریم تو خارج درس بخونیم اسونتر بود تا اینجا تو
اردبیل یه جایی ثبت نام کنیم
از شانس قهوی ای یه ماهم از نمونه هم قبول نشدیم
اگه اون مسئول هایی ک هدایت تحصیلی رو اختراع کردن میدونستن همه از جمله من و مامان و خانوادم
چقدر ب یادشونیم و هر روز چند موقع از 7 جدشون یاد میکنیم
عمرا ایجاد میکردن
ما رفتیم ام البنین ثبت نام کردیم گفتن دوشنبه بیاین و ببینین اسمتون هست یا نه*
صب ب زور بیدار شدم شاد و شنگول رفتم ک من تو مدرسه ام البنین خواهم درس خواند
ولی اسمم نبود نمره اون هدایت تحصیلیه چیه برا من ۹٤ و چنده اخرین نفر ک اینا برداشتن ۹۵ و چنده با یه ن
سلام بر دوستای گلم
خوبید ؟
با هوای گرم چیکار میکنید؟
ما امروز بخار پز شدیم
ولی شبای اردبیل خنکه اینش خوبه ولی بعضی موقع ها تنوره
خب میدونید ک حالا بعضیاتون میدونید بعضیاتون نه ما هر هفته میریم مشگین
این هفته ک رفتیم خییییلی خوش گذشت
مامانم اینا رییونین پارتی گذاشته بودن
با همکلاسی هاشون ک همشون بعد ازدواج یه جایی رفته بودن فقط از طریق تلگرام و این جور چیزا
در ارتباط بودن
تو چشم انداز قرارگذاشته بودن رفتیم اونجا و بستنی گل یخ
8 نفر بودیم ک بعدا9 نفر شدیم
من، مامانم، الهه،نگار خانوم،نوشین خاله با دخترش،رفعت خاله ا دختر کوچولوش حلن خانم، اکرم خاله یا اکی خاله
گفتیم ما بیرون میشینیم اینا دوتا میزو
برچسب: ریونی, نویسنده: سجاد کاشانی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 9:52